ابن البلخي
100
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
مصالح ملك به حكمت نگاه توان داشت ، همچنانك مصالح دينى به علم نگاه داشته شود و مدبّر ملك بايد كى عقل او به دانش آراسته باشد و دانش او به عقل استوار باشد و چون در يكى ازين هر دو ، نقصان آيد ، تدبير او صواب نباشد و سخن درين ، دراز است ، اگر سخن از سخندان پرسند ، شفا تواند داد . امّا غرض ازين كتاب نه اين است . [ 31 f ] آمديم باز « 1 » بر حديث اوّل ، و بعضى هم ازين طبقهء اوّل فرمود تا دبيرى و حساب آموختند تا ترتيب ملك و ضبط مال و معاملات بديشان بگردد « 2 » [ 1 ] از آنچ بزرگترين آلتى نگاه داشت ترتيب ملك را ، به دور و نزديك ، دبير حاذق هشيار دل است [ 2 ] ، كى هيچ از سود و زيان و مصالح ملك بر وى پوشيده نماند و در ذكا و فطنت به درجتى باشد كى چون پادشاه ، ادنى اشارتى كند ، او مقصود تا به پايان دريابد و آن را به عبارتى شيرين سلس [ 3 ] نا « 3 » متكلف ، ادا كند ، پندارى كى در اندرون دل پادشاه [ 4 ] مىنگرد « 4 » و از هر علمى شمّهيى دارد و هر دبير ، كى ذكا و دريابندگى و خرد او برين جمله نباشد ، جز معلمى را نشايد ، اگر چه با فضل و دانش و لغت بسيار باشد و ازين جهت در روزگار خلفاء اسلام - قدّس اللّه ارواحهم - كسانى را كى به مثابه جاحظ [ 5 ] و اصمعى [ 6 ] و مانند ايشان بودند ، معلّمى فرمودند با چندان ادب
--> ( 1 ) . B : ندارد . ( 2 ) . B : بكرد . ( 3 ) . BP : با . ( 4 ) . بود است .